شروع به کار مامان
سامیار عزیزم تمام تلاشمو کردم تا بتونم هرچه بیشتر پیشت بمونم بعد از تموم شدن 6 ماه مرخصی زایمان دوباره 6 ماه مرخصی بدون حقوق گرفتم تا بیشتر ازت مراقبت کنم عزیز دلم ولی الان دو هفته ای میشه که مرخصیم تموم شده و من به اجبار و بر خلاف میلم صبحها تنهات میذارم گل پسرم خیلی دلم برات تنگ میشه کاش میتونستم بازم پیشت بمونم صبحا اکثرا خوابی و من همونطور تو خواب بغلت میکنم و با بابا میبریمت خونه مامانی اینقدر تو این مدت به مامانی و خاله ها عادت کردی که بعضی وقتا احساس میکنم فکر میکنی خونوادت اونا هستن ولی خوشحالم از اینکه خوشحالی و جایی هستی که از هیچ لحاظ هیچ نگرانی ندارم از وقتی میری خون...
نویسنده :
فهيمه
13:11


